ملال به دنبال خوشی روان است

شنبه 3 بهمن 1394

سلام

خوشی پایان ترم سخت اخیر با ملال حداقل انجام دادن کارهای برنامه ریزی شده برای بعدش به علت سرخوشی بعد از امتحان همراه بود.

در این تانبالیا البته همدمی کتاب خود موهبتی بود بزرگ.

چه کتاب انسان 250 ساله که حدود 3 ماهی بود همدم دقایق اولیه سرویس بود و روزی حداکثر 5 صفحه اش را خوانده بودم و 30 صفحه انتهایی اش در ایام امتحانات مانده بود و گویا سیاق 3 تا 5 صفحه خانی هر روزه بر تارکش نشسته بودتا تمام شد و گویاتر که در رفت و امد چند باره بین شهرهای دودی اصفهان و تهران خواب مجالی برای تورق یا حتی نگاه کردن هم نداده بود!

                                           

یا کتاب بسیار زیبا و خواندنی نامیرا حکایتی از فتنه هایی که اطراف مسئله دعوت از امام شکل می گیرد روایتی زیبا در حوزه آزادگی که فقط خواندنی است و نه حتی توصیفی هرکس باید بخواند تا بداند حیف است جز دعوت به خواندن کاری کردن 3 روزی با اشکی حلقه زده در چشم همدم این کتاب در سرویس و رختخواب و هرجا که شد و حتی BRT بودم؛  البته علت طولانی شدن خواندن کتاب که متنی روان و گیرا دارد مرور چند باره بعضی قسمت ها بود تا در عمق جان بنشیند و انشاءالله که نشسته باشد خدایا سرنوشت ابن عمیر را بر این بنده ات بپسند.


و البته کتاب زیبا ی راه بی بازگشت مرحوم دکتر شهید زاده (که شاید متن این مطلب کمی متاثر از نوع ادبیات خاص دوره رضاخانی حاکم بر کتاب است) این کتاب حاصل گپ دوستانه سر ناهار است که یکی از دوستان بعد از شرح مختصری از کتاب توصیه به خواندن نمود و البته چهارشنبه گذشته خودش به عنوان هدیه برایم آورد و خدایش قوت دهد که بسیار بجا بود.
در آن گپ ناهارانه صحبتی هم رفت از تکنوپولی  پستمن و دنیای قشنگ نو هاکسلی که خوب موجب شد سری برای اطمینان از گفته هایم در حد تورق و خواندن چند صفحه ای به کتاب تکنوپولی بزنم و دیگر روز به کتاب تولید ناب تویوتا برای پیدا کردن مفاهیم دقیق "مورا" و "موری" در فرهنگ "تولید ناب" که برای شخصی توضیح می دادم  و ....
این هفته همچنین کتاب هایم را بعد از 1 سال برای خواندن از چنگ یکی از کتاب دوستان درآوردم 3 کتاب زیبا از عبداله مستحسن و البته کتاب بسیار زیبای حکومت مهدوی حکومت سلیمانی از همین نویسنده را از دست یکی دیگر از کتاب خوان ها در آوردم و به دست دوستی دیگر دادم. (کتاب های این نویسنده البته گفته شده که دست کسانی که آشنایی قبلی با موضوع تفسیر و تاویل آیات ندارند داده نشود و معرفی نشود که با توجه به شناختی که از معدود خوانندگان وبلاگ دارم همه به این امر محقند)
بیشتر وقتم البته در تلگرام به مطالعه مطالب ارسالی در دو سه هفته گذشته گذشت.
پی نوشت1  : تانبالیا مرض تنبلی است به زبان سریال های دهه شصت (هشیار و بیدار بود یا مجموعه خانه زندگی {زندگی زیبا می شود زندگی زشت می شود}یا آپارتمان)
پی نوشت 2: عنوان ضرب المثلیست فرانسوی که مرحوم شهید زاده در کتاب راه بی بازگشت آورده اند

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.